دیروز رفتیم نمایشگاه رسانه های دیجیتالی که نمیرفتیم سنگین تر بودیم! اونجا تا چشم کار میکرد همش پسر بچه های دبیرستانی یا راهنمایی اکثرا هم با لباس فرم مدرسه بودن همشونم جمع شده بودن تو قسمت بازیهای کامپیوتری و بازی میکردن ! یه غرفه بود که اسم بازیش در واقع اسم دستگاهش بود wii اگه اشتباه نکنم که مثل سیمیلاتور بود که اگه فوتبال بود باید با پا شوت میکردی توپ رو اگه تنیس بود باید اون وسیله ای که به دستگاه وصل بود رو مثل راکت حرکتش میدادی و یه سری بازهای دیگه و یه دی وی دی داشت که توش 50 تا بازی داشت این بازی واسه آدمهای چاق خوبه که باید کلی تحرک داشته باشن تا یه توپیو گل کنن یا تو کشتی کج طرفو لهش کنن!! ((:
غرفه های مذهبی که پشه پر نمیزد چه برسه به آدم ! یکی از همین غرفه های پر از خالی که خیلی باحال بود نوشته بود با ورود به این غرفه سی دی هدیه بگیرید ((: خودشونم میدونستن آثارشون خریدار نداره ! یه نفر بهم گفت که همینجوری هم سی دی رو نمیدادند باید میرفتی تا ته غرفه دور میزدی بعد یه سی دی مداحی هلالی رو میدادن!!
خلاصه نمایشگاه زیاد جالبی نبود همش یا غرفه های مذهبی یا بسیجی بود یا بچه گونه بود یا سی دی های بازی بود یا مال صدا سیما بود اون غرفه های مفید هم که تعدادش کم بود …تنها چیز خوبش این بود که 50% یا 30% تخفیف داشتن!! کلا نرم افزاری بود
من ازونجا یه بسته آموزشی زبان گرفتم که توش 4 دی وی دی داره در واقع 4 سطح مختلفه که 7تومن شد به قول فروشنده 10 تومن بوده که با تخفیف نمایشگاهی شده 7تومن! در عجبم که تو خود نمایشگاه یه غرفه دیگه همون بسته رو میداد 6تومن! به داداشم گفتم بیا بریم حال یارو رو بگیریم 1000تومن گرون داده! اونم گفت بیخیال بابا واسه 1000تومن بریم اون سر نمایشگاه !!
بعدش یه سی دی کتاب اول خریدیم که یه نقشه اشانتیون داد! (: کلا من با اشانتیون خیلی حال میکنم اونقدر از خریدم خوشحال نمیشم که از اشانتیونش ذوق میکنم! :d
یه غرفه دیگه یه کتاب گرفتم که بازم مربوط به زبان بود با یه 4 تا کتاب جیبی خیلی کوچولو که 2 تاش دیکشنری بود 2تاش هم فرهنگ اصطلاحات اینقدر ناز بودن که من 2تا میخواستم ولی 4تاشو برداشتم! ((: که موقع حساب کردن خانومه یه سی دی کوچولو اشانتیون داد!! اینم عکسش (روی کتاب آبیه یه سنجاق قفلی کوچولو گذاشتم که کوچیک بودن کتابا به چشم بیاد!!)
تو یه غرفه دیگه نقشه های ایران و تهران بود با سی دی هاش که یه نقشه ایران خریدیم یا به کتابچه که کل نقشه ایران توش بود
یه جا دیدیم ملت جمع شدن دارن با موبایلشون فیلم برداری میکنن که دیدیم نوشته تست گزارشگری ورزشی که داشتن با ایرج نوذری مصاحبه میکردن اونم داشت راجع به فوتبال حرف میزد فکر کنم مصاحبه رادیویی بود ماشالا همه شدن کارشناس!!
این بود گزارش ما از نمایشگاه که واقعا باعث تاسفه که اینقدر از علم روز عقبیم اون از نمایشگاهای خارجیا که آدم کیف میکنه واردش میشه جدا از گشتن تو غرفه هاش اونم مال ما که وارد نشده دنده عقب میگیری برمیگردی!! اینقدر نمایشگاه مسخره بود که نوشتنم نیومد همینجوری واسه ادای دینم نوشتم!! خودشون میدونستن که چه تحفه ایه این نمایشگاه اینارو گفتن!! ((:
یه چیز بی ربط ! آهنگ جدید شهره رو گوش میدادم صداش خیلی نسبت به قبل عوض شده در واقع بد شده دیگه صداش مثل سابق نیست من اولا با صداش و صورتش که دوست داشتنی بود حال میکردم ولی الان یه جوری شده خیلی خراب کرده لب و لوچه اشو! یه جا بیوگرافیشو دیدم تو ادامه مطلب واسه شما هم میزارم تا ببینید میدونم بعضیا میدونن واسه اونایی که نمیدونن گذاشتم! (:
بیوگرافی – شهره
شهره در 18 دي ماه در يكي از محله هاي تهران در خانواده اي هنرمند متولّد شد در 7 سالگي متوجّه شد به موسيقي علاقه بسياري دارد و به هنرستان موسيقي رفت تا با موسيقي آشنايي بيشتري پيدا كند ، در 15 سالگي وارد دنياي هنر شد و خوانندگي را پيشه خود كرد اوّلين آهنگ او دختر مشرقي بود و همه متعجب از اين آوازه خوان جديد ِفريبنده زيبا بودند و مدتي طول نكشيد كه آوازه شهرت و محبوبيت او به همه جا رسيد با اين آواز شهره به جلد مجله هاي موسيقي نقل مكان كرد و به يك ستاره بدل شد.
شهره يكه تاز شهر شد و هر روز محبوب تر از روز گذشته ، او به اوج رسيد و محبوب مردم شد شهره معني جديد موسيقي ايراني را آورد و به زودي بت جوانان ايراني و موضوع بحث روز شد پوسترهاي او با موي با شكوه و لباسهاي زيبا همه جا بودند.
او خودش بود و از ديگران تقليد نمي كرد براي اينكه او اعتقاد دارد يك هنرمند بايد خودش باشد ، با گذشت روزها شهره در دل همگان جاي گرفت و براي اوّلين بار راهي سينما شد و به همراه داريوش در فيلم فرياد زير آب بازي كرد امّا ديگر زمان مهلت نداد و در سال 1978 به آمريكا کوچ کرد و در نيويورک ماندگار شد شهره پس از يك سال اقامت در نيويورك ازدواج كرد و ثمره ازدواجش يك دختر به نام طناز بود در سال 1984 به لس آنجلس رفت و اوّلين آهنگهايش را در خارج از كشور در آلبوم طلسم اجرا كرد.
آلبوم سلام اوج شكوفايي او بود، تولدي دوباره براي ستاره اي كه هميشه روشنايي را انتخاب مي كند آلبومهاي : شيطونك، صداي پا، يكي يكدونه، هم نفس، گرفتار، جان جان، شنيدم، مرمر، جمعه به جمعه، مهمون، سكه طلا، نمي زارم بري، زن، قصه گو، سايه، حكايت 5، عطر، سفر، پيشوني از كارهاي بعدي او بود كه تا كنون به بازار ارائه داده است.
امروز شهره مطرح تر از هميشه در جاده هاي شهرت پيش مي رود او كاملا وظيفه شناس است و تنها با اساتيد كار مي كند شهره بيش از صد كنسرت بزرگ و پرفروش را در آمريكا، كانادا، انگليس، آلمان، فرانسه، ايتاليا، بلژيك، هلند، نروژ، سوييس، سوئد، اسرائيل و امارات اجرا كرده است .
كنسرت با شكوه او در 21 اكتبر 1995 در هاليوود پليديوم لس آنجلس مصادف با منتشر شدن آلبوم جديد او ( زن ) يك موفقيت عظیم به حساب مي آمد.
شهره از جمع مردم برخواسته است و ميان مردم زندگي مي كند و به آنها احترام مي گذارد و علاقه مند است او مي داند كه آنها هستند كه مي توانند يك بت بسازند و بشكنند و به مسئوليت هاي يك ايراني اعتقاد دارد.
هم اکنون شهره در لس آنجلس در يكي از ساختمانهاي ويلچر زندگي مي كند، او به راستي ملكه صحنه هاي طلايي است.


به به وبلاگ جديد وردپرسي مبارک!پست جديدتون هم برام جالب بود!
به به به به مبارکه
خانوم مارپل عزیز خونه جدید مبارک !
عجب نمایشگاه بیخودی بوده پس !!!!
باز خوبه همون کتابای زبانو خریدی ! ولی جدی چه کوچولو و خوشگل بودن :دی
خوشحالم بازم می نویسی
برم بخونم
سلام عزیزم
خونه جدید مبارک
میگما تو این نمایشگاه سی دی حاج آقا نبود!!
سلام !
خوبی خانوم مارپلی؟
مبارکه … به فکر آپیدن اینور هم بلاخره افتادی؟
بابا تو که به کل نا امیدم کردی !!! امروز میخوام برم نمایشگاه !
سلام مارپل جون(بوس) بابا مبارک باشههههههههههههههه
نمایشگاههای ایران اینجوری نباشه چه جوری باشه!!!؟؟؟؟؟!!!!!!!
مرسی از بیو گرافی شهره
بالاخره اومدی اینجا …… مبارکه
آره شنیدم که خیلی افتضاح بوده نمایشگاه …… مو نمیزنه بانمایشگاههای خارجی خصوصا انگلیس و آلمان ….. یه نمایشگاه دارن دقیق یادم نیست اسمش ولی گمون کنم سبیت بود ! معرکه …… یعنی اینقد ÷یشرفته بود که این گزارشگره گوگیجه گرفته بود و عین دهاتیا هاج و واج این ور اونور میچرخید !
اینی که میگم ماله تقریبا دوسال پیشه تازه ………
شهره هم از آلبوم قبلیش خراب شده بود صداش …… هم چاق شده هم صداش خراب شده ……. دیگه گمون نکنم رو بیاد . بابا سنی ازش گذشته ….. ولی کلا از اول هم ازش خوشم نمیومد . دیگه این آلبومهای آخریش هم داشت خودکشی میکرد بگه نه من هستم هنوز ……..
خانم مارپل سلام
اول از همه خونه جدیدت مبارک
واسه من خیلی سورپرایز نبود چون انتظارشو داشتم که نیلوفرجان بالاخره شما را هم به وردپرس بکشونه با این همه تعریفی که از وردپرس می کنه که البته راست می گه اولش که نیلوفر تعریفشو واسم کرد زیاد جدی نگرفتم ولی وقتی یه بلاگ اینجا زدم فهمیدم واقعا راست می گه حق داره این قدر تعریف کنه . پر حرفی نکنم واسه من زیاد سورپرایز نبود ولی خیلی خوشحال شدم .
من اگه الان کلا بلاگ میهن بلاگم را نبستم و اینجا کامل کوچ نکرم به خاطر این بود که تو میهن لاگ زیاد معروف نشده بودم به وقتش منم اونجا را می بندم و می یام همین جا
اما برسیم به نمایشگاه ، اولا نمایشگاههای ایران اگه این طوری که وصفشون کردی نباشن مطمئنا نمایشگاه ایرانی نیستن بیشتر از این انتظار نداشته باش
دوما نمایشگاهی که تلویزیون ان قدر تبلیغشو بکنه معلومه همش مال خودشونه و برادران عزیز بسیج و …. و خب دیگه تکلیف همچین نمایشگاهی هم که معلومه …
بگذریم امیدوارم اینجا هم موفقق باشی
آخه چرا تهاجم فرهنگی شدی اومدی این جا ؟
دختررررررررررداييييييي جوووووووووووووووووووووووووننننننننننننم

مبببببببببااااااااااااااااااااااااااااااااااااررررررررررررررررررررررككككككككككككككككككككه
بوس بوس بووووووووووووس